دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
567
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
غامض انديشه روى آوردند . اين حركت در سده هفدهم در ايران و هند به سبكى منجر شد كه امروزه از سبك عراقى جداست و داراى معيارهاى زيبائىشناختى متفاوتى است . ثنائى ( متوفى 956 / 1549 ) ، عرفى ، فيضى ، ظهورى ( متوفى 1025 / 1616 ) ، نظيرى ( متوفى 1021 / 1612 ) صائب ، كليم ( متوفى 1061 / 1650 ) طالب آملى ( متوفى 1035 / 1626 ) و بيدل ( متوفى 1133 / 1721 ) از استادان بنام اين سبك هستند . قبل از بحثوفحص مفصل در باب سبك هندى بايد مقطعى را در نظر بگيريم كه تحول جنبههاى بديعى شعر را به نقطه اوج غيرمنتظره آن رساند . شعر سدهء نهم / پانزدهم نسل شاعرانى كه در نيمه نخست سده پانزدهم مىزيستند نسبت به پيشينيان بلافصل خود كارى از پيش نبردند . معروفترين شعراى اين دوره عبارت بودند از : عصمت بخارائى با غزليات تغزلى - عرفانى ؛ نعمت اللّه ولى يكى از رهبران تصوف كه همراه شاه قاسم انوار غزليات عرفانى پديد آورد ؛ طنزپرداز معروف بو اسحق ( ابو اسحق متوفى 827 يا 830 / 1424 يا 1427 ) كه ديوانى مشتمل بر اسامى اطعمه از خود به يادگار گذاشت ؛ كاتبى ترشيزى ( متوفى 839 / 6 - 1435 ) شاعر پركار در قوالب مختلف شعر فارسى كه در استعمال تمهيدات صنايع بديعى بر همگان پيشى گرفت ؛ امير شاهى سراينده غزليات ظريف ؛ و ابن حسام كه با قصايد منسجم خود به شهرت رسيد ؛ همه اينها شعراى خوبى بودند با قريحه و بهره شاعرانه محدود كه به سبك سده چهاردهم و يا پيش از آن شعر مىسرودند ولى شعر آنها از اصالت چندانى برخوردار نبود . مثل علوم كه پژوهشگران و دانشمندان به شرح و بسط و حاشيهنويسى آثار عالمان و دانشمندان سدههاى پيشين پرداختند و فعاليتى در كارهاى اصيل نشان ندادند ، در شعر نيز با همه گستردگى و دامنه آن ، نظيرهپردازى از روى آثار استادان گذشته و برابرىجوئى در وزن و آهنگ و قافيه گهگاه نوع مضمون غزليات ، قصايد و مثنويهاى سابق رواج و رونق گرفت . اين جريان در دوره صفويان و مغولان هند ادامه يافت و شاعران خود را درگير نظيرهگوئى به اشعار گذشتگان و يا شاعران همدوره كردند . يكى از وجوه و جنبههاى جالب نظر شعر سده پانزدهم گرايش تعدادى از شعرا به كاربست دقايق عروضى و صنايع لفظى در شعر بود . پيشتر به رواج اين گرايش در نثر فارسى اشاره كرديم . يكى از موارد آن در شعر فارسى انتخاب رديفهاى مشكل و پيچيده بود . لطف اللّه نيشاپورى كه در اوايل اين سده مىزيست در ميان قصايد متعدد ، قصيدهاى با رديف آفتاب و ماه سرود ؛ در قصيدهاى ديگر عناصر چهارگانه را رديف شعر خود قرار داد . و در غزلى هم از ذوقافيتين و